روز مرگی های جقله
یه چند وقتی هست که فرصت نکردم به وبلاگ فندوقم سر بزنم.
پسر گل مامانی این روزا اینقد شیطون شده که حتی اجازه نمیده مامانیش به کاراش برسه چه بسا اینکه بشینم پای نت و واسه جوجم مطلب تازه بنویسم.
الانم که دارم این مطالب و مینویسم سپهر مامانی روی پاهام خوابیده البته قبلش کلی بازی کرده و خسته شد و حالا هم که خوابید.
منم از فرصت استفاده کردم و یه سر کوچولو به بلاگ پسرم زدم.
این روزا خیلی سرم شلوغه هم شیطونی عشقم و هم کارای خونه تکونی عید وقت خالی واسم نمیزاره.
راستی الان که آقا سپهر 7 ماهه شده چهار دست و پا میره و همین امر باعث شده من مدام دنبالش باشم تا مبادا چیزی از جایی پیدا کنه و توی دهنش بزاره و یا سرش و به جایی بزنه. حسابی مامانیشو خسته میکنه این جوجه طلایی.
کارای جدیدی هم یاد گرفته مثل : سرسری کردن و و جیغ زدن و با دستاش اشاره میکنه و میگه بیا و یه سری کارای دیگه
عشقمی مامانی.............![]()

مامانی فدای چشات بشه
اینجا رفته بودیم کافی شاپ اولین باری بود که با گل پسرم میرفتیم.
اما گل پسری نزاشت مامانش راحت بستنیشو بخوره همش میگفت به من بده.
![]()
![]()
![]()
![]()
عشقم تازه از خواب بیدار شده![]()
![]()


گل پسرم از رورورکت چی میخوای



روز مرگی های جقله 
